English / فارسی
 
   
 
  

 

مدیریت سرمایی و گرمایی

 

سرمازدگی 15 فروردین ماه سال 95 در منطقه رفسنجان از نوع سرمای تشعشعی بوده است. این سرما محلی بوده و به واسطه از دست رفتن حرارت ذخیره شده در زمین بر اثر تشعشع به وجود آمده است. بنابراین قسمتهای پایینی درخت و باغهایی که در مناطق پست (گود) واقع شده بودند دچار خسارت بیشتری شده اند.

راههای که کاهش خسارت سرمازدگی تشعشعی را به دنبال دارد، عبارتند از:

1. از پوشش های گیاهی، حصارها و ساختمان ها را باید طوری طراحی نمود که جلوی انتقال هوای سرد به اطراف محوطه گیاهان را گرفته، هوای سرد را به خارج از مزراع و باغات هدایت نماید و بدین طریق باعث کاهش خطر سرما می شود.

2. خودداری از انجام عملیات شخم و پاکنی درختان در طول دوره بازشدن گلها تا تشکیل میوه

3. حذف علفهای هرز وجمع آوری بقایای زنده یا مرده گیاهی از سطح خاک: برای حفاظت غیر فعال در برابر یخ بندان بهتر است کلیه گیاهان پوششی از باغات حذف شوند .حذف گیاهان پوششی موجب افزایش جذب انرژی خورشیدی میشود و انتقال و ذخیره گرما در خاک را بهبودمی بخشد.

4. غرقاب کردن باغ در شبهایی که احتمال وقوع یخبندان وجود دارد . وقتی خاکها خشک هستند، فضاهای هوای بیشتری وجود دارد که باعث جلوگیری از انتقال و ذخیره گرما در خاک میشوند. بنابراین در سالهای خشک حفاظت از یخ زدگی از طریق مرطوب کردن خاکهای خشک بهبود می یابد.مرطوب کردن عمیق خاک (تا عمق زیاد خاک)ضرورتی ندارد زیرا بیشتر انتقال و ذخیره روزانه گرما در عمق بالاتر از 30 سانتی سانتی متر رخ میدهد.

5. از بخاری ها یا شعله های آتش می توان جهت جبران گرمایی که از طریق تشعشع از دست می رود استفاده نمود. بهترین زمان استفاده از بخاری ها، هنگامی است که شرایط وارونگی دمایی حاکم باشد، اگر در باغ یا مزرعه وارونگی دمایی موجود باشد، پخش گرمای مستقیم می تواند زمین و گیاه را گرم نماید. بخاری ها با ایجاد تشعشع مستقیم و از طریق به هم زدن هوا در لایه وارونگی دمایی، باعث حفاظت گیاهان موجود در باغ و یا مزرعه از خطر سرما و یخ زدگی می شوند.

6. استفاده از ماشینهای مولد باد

7. استفاده از چاهک معکوس

8. استفاده از مه پاشها به منظور ایجاد مه در شبهای یخبندان

میزان سرمای دریافتی درختان پسته در اکثر مناطق پسته کاری تا سوم بهمن:

بر اساس تحلیل های انجام شده در سازمان هواشناسی کشور و کارشناسان ایستگاه تحقیقات پسته دامغان در سال جاری نیز در اکثر استان های پسته خیز با توجه به جدول ذیل، نیاز سرمایی تامین نگردیده و لذا به باغداران پسته توصیه می گردد از تاریخ 55 بهمن تا 03 بهمن روغن پاشی با روغن ولک را انجام دهند.

مدیریت باغبانی

با توجه به روند گرم شدن هوا، توجه به نکات زیر ضروری است:

• در صورت استفاده از چالکود، بایستی از کودهای پوسیده استفاده شده و عملیات کوددهی بایستی به نحوی پایان یابد که تا قبل از نیمه اسفند (شروع رشد ریشه ها) یک نوبت آبیاری انجام شود.

• کاشت نهال جهت احداث باغ و واکاری قبل شروع رشد ریشه ها تا نیمه اسفند ماه انجام شود.

• عملیات هرس تربیت و باردهی درختان تا نیمه اسفند ماه پایان پذیرد.

• هرگونه جابجایی خاک و افزودن مواد اصلاحی خاک (مانند گچ ) بایستی به نحوی پایان یابد که تا قبل از نیمه اسفند یک نوبت آبیاری سنگین انجام شود.

• کاشت بذر در زمین اصلی جهت احداث باغ، هرچه زودتر انجام شود، بهتر است، مخصوصا در صورتیکه از ظروف شفاف یک بار مصرف روی محل کاشت استفاده می شود.

علل ترکیدن پوست درختان میوه :ترکیدگی و شکاف در تنه درختان امر نسبتا" معمولی است و ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد. یکی از متداول ترین علل ترکیدگی ها و شکاف ها در تنه های درخت دمای سرد است. این شکاف ها را ترکیدگی دراثر یخزدگی گفته می شود. چوب داخلی و بیرونی تنه درخت دراثر نوسانات تغییر دما منبسط و فشرده می شود. این امر زمانی اتفاق می افتد که در زمستان دما ها به زیر صفر بویژه بعد از یک روز آفتابی وقتی تنه درخت در اثر تابش خورشید گرم شده است پائین آید. سرعت های مختلف انبساط بین چوب داخلی و بیرونی می تواند چنین تنش را روی تنه بوجود آورد که ایجاد ترکیدگی می کند. درختان سیب به این نوع ترکیدگی در اثر یخ زدگی حساس هستند. رویش درختان در خاک های دارای زهکشی ضعیف بویژه به ترکیدگی در اثریخزدگی مستعد هستند. تنه درختان سیب را دوغاب سفید می زنند تا از ترک خوردگی در اثر یخبندان جلوگیری نمایند. رشد خیلی زیاد در اواخر پائیز تحریک شده در اثر دما های گرم , رطوبت زیاد , و سطوح زیاد ازت می توانند سبب افزایش حساسیت درختان به ترکیدگی در اثر یخ زدگی شوند. نوسانات شرایط رشد ممکن است سبب ترکیدگی پوست شود. شرایط مرطوب یا رشد مطلوب به دنبال آب و هوای خشک ممکن است موجب رشد زیاد یا قوی گردد که منجر به ترکیدگی پوست می شود. آفتاب سوختگی شکل دیگری از آسیب دیگی می باشد که می تواند موجب ترکیدگی یا شکاف خوردگی می شود. این نوع خسارت معمولا" در زمستان در طرف جنوب یا غرب تنه و شاخه ها بوجود می آید. این خسارت زمانی افتاق می افتد که سلول های بافت زنده زیر پوست در روز های گرم و افتابی فعال می شوند و سپس وقتی دمای شب به زیر نقطه انجماد تنزول پیدا می کند دچار پارگی و مرگ می شوند.در بهار بعد این نقاط مرده تغییر رنگ می دهند و افتاب سوخته می شوندو این نوع ترک خوردن پوست تنه درخت را آفتاب سوختگی می گویند.پوست نازک درختان جوان به آسیب آفتاب سوختگی خیلی حساس هستند.تنه درختان را میتوان رنگ لاتکس سفید رنگ نمود. ترکیدگی پوست در درختانی که پوست نازک دارند مانند درختانی مثل گلابی , سیب , گیلاس. بسیار دیده می شود . ترک خوردگی ها در واقع می توانند نتیجه زخم های هرس نیز بوجود آیند. هرس سنگین , خاکورزی دیر هنگام , خاک های شنی و خسارت سمپاشی ها می توانند موجب افزایش خسارت سرمازدگی شوند.ترکیدگی ایجاد شده در هرس زخم هرس می تواند در اثر سرمازدگی بزرگتر شود. تنه درختان جوان را در پائیز و زمستان با مواد مناسب می پوشانند تا دچار سرمازدگی یا افتاب سوختگی نشوند. رنگ سفید به بازتاب نور و گرما از تنه درخت کمک می کند.

 

فواید هرس درختان پسته:

• شکل وفرم دادن به نهال که در سال های اول تا چهارم و بعنوان هرس فرم دهی اجرا می شود .

• حذف شاخه های خشکیده ، آفت زده ، مریض ، شکسته و مزاحم .

• خلوت کردن تاج درخت از شاخه و برگهای اضافی جهت ورود نور و هوا به درون شاخسار درخت .

• جلوگیری از تناوب باردهی و سال آوری درخت با حذف وتنک کردن تعدادی از شاخه های بارده .

• جوان کردن درختان مسن ، ازطریق حذف شاخه های پیر و جایگزین کردن آن ها با شاخه های جوان

• جلوگیری از رشد رویشی بیش از حد و وادار کردن گیاه به رشد زایشی که منجر به تولید میوه می گردد.

• ایجاد تعادل بین ریشه و ساقه ، که بویژه هنگام انتقال نهال دارای اهمیت است .

• بالا بردن کیفیت واندازه محصول با قطع شاخه های اضافی و متراکم .

• با کوتاه نگه داشتن درخت، باعث راحتی کار در مراحل داشت (سمپاشی وهرس ) و نیز برداشت محصول می گردد .

 

ایجاد اسکلت قوی در هرس: تعداد و نحوه رشد شاخه ها عامل تعیین کننده در پایداری آنها در مقابل فشارهای ناشی از وزن میوه ، باد، برف و یخبندان زمستانه است. هرچه زاویه ای که شاخه با تنه و یا شاخه حامل خود می سازد به فائمه نزدیکتر باشد این شاخه قویتر بوده و رشد بهتری خواهد نمود و در مقابل وزن میوه و فشارهای خارجی مقاومتر است. زاویه باز قویتر است. زاویه بسته ضعیفتر است و افزایش سایه اندازی در درون تاج درخت را موجب می شود.

در هرس زمستانه

• شاخه ها بدون پوشش بوده و قابل مشاهده و قابل دسترس هستند

• گزینش شاخه ها جهت هرس راحت تر است

• میزان آسیب حاصل از هرس حداقل می باشد.

اگر شاخه ای که قطع می شود مسن ودارای قطری بیشتر از5 سانتی متر باشد، باید محل قطع شده با چسب باغبانی پوشانده شود.

 

چند نکته مختصر در مورد روغن ولک :

نکته اول ؛ این مواد که به روغن های امولسیون شونده، ولک 92، سوپر اویل و..   نیز مشهورند در حقیقت موادی از گروه هیدروکربنهای آلیفاتیک هستند که از روغن پارافین با مشتقات نفتی ساخته میشوند. توجه: روغن ولک در سمپاشی زمستانه بمنظور کنترل انواع کنه ها، شپشکها، شته ها، پسیل، کرمهای جوانه خوار و... روی درختان میوه و آجیلی، انگور، مرکبات، سبزیجات و گیاهان گلخانه ای،محصولات زراعی و گیاهان زینتی استفاده می شود.

نکته دوم؛ روغن ولک با ایجاد لایه نازک، تمام بدن حشره را احاطه نموده و با بستن منافذ تنفسی باعث مرگ حشرات میشود. بنابراین جهت حصول نتیجه مطلوب تمامی قسمتهای گیاه بایستی پوشش داده شود.

نکته سوم؛ زمان مناسب استفاده از روغن ولک زمستانه یک هفته مانده به تورم جوانه و نیز در دمای معمولی( یخبندان و یا زیاد گرم نباشد) سمپاشی شود.

نکته چهارم؛ روغن ولک بصورت استاندارد حاوی 80 درصد پارافین و 18 درصد آب و 2 درصد امولسییوفایر میباشند.

نکته پنجم؛ مشهورترین روغن پارافین که در کشور خودمان تهیه و به کارخانجات سازنده روغن ولک عرضه میشود پارافین سپهر اصفهان میباشدکه کیلویی بالای دو هزار تومان قیمت دارد.

نکته ششم؛ قیمت روغن ولک موجود در بازار متاثر از کیفیت پارافین و مواد امولسیوفایر است که از نوع با کیفیت و استاندارد و قابل استفاده موثر برای باغدار نبایستی پایین تر از 90 هزار تومن برای مصرف کننده باشد. چرا که با محاسبه مواد بکار رفته هزینه ساخت برای یک گالن بیست لیتری روغن ولک کمتر از 65 هزار تومان برای سازنده نیست. توجه: این عامل میتواند در تشخیص روغن های بی کیفیت از با کیفیت در بازار کمک کند.

 نکته هفتم؛ بوی پارافین تقریبا شبیه پارافین جامد ( شمع) است برخی سازندگان متاسفانه برای سودجویی بیشتر از گازوئیل جوشانده با اسیدسولفوریک اشباع شده بعنوان پارافین استفاده میکنند که بوی گازوئیل روغن ولک ناشی از این است. برخی سازندگان از موادی بوگیر ( اسانس های خاص) استفاده میکنند که این بو از روغن ولک متصاعد نشود!

نکته هشتم ؛ بعد از رقیق نمودن و پاشش روغن ولک به درختان به سبب پارافین استاندارد بایستی روی تنه درختان مثل روغن جلا درخشنده شده و این حالت چندین روز پایداری داشته باشد. این باغات از چندین کیلومتر بخوبی قابل تشخیص هستند. اگر بعد از پاشش نتوانید بین درختان سمپاشی شده با نشده فرقی قایل نشوید روغن ولک بی کیفیت میباشد. توجه: روغن ولک های پایه گازوئیلی با اینکه بر عامل هدف بی تاثیرند در چندین سال موجب پیری سریع و خشک شدن درختان میشوند!

نکته نهم: روغن ولک بصورت مایع غلیظ و به رنگ کرم کم رنگ تا پر رنگ ( بسته به نوع پارافین) میباشد. روغن ولک های بی کیفیتی که حاوی امولسیوفایر مناسب نباشند در گالن ته نشین میشوند. ( مایع و جامد از هم جدا میشوند) بایستی حالتی یکدست و همزده داشته باشد.

نکته دهم:روغن ولک قابلیت اختلاط با بسیاری از آفتکشها را دارد ولی با قارچکش کاپتان، سموم گوگردی مثل سولفور، آبامکتین، نبایستی اختلاط شود. درصورت نیاز اختلاط سموم حشره کش نفوذی مثل دورسبان،اتیون، و تخم کنه کش آپولو توصیه میشود. از قارچکشها نیز میتوان بردوفیکس و یا نوردوکس را ترکیب و مصرف نمود.

نکته یازدهم؛ از کاربرد دیگر روغن ولک برای تامین نیاز سرمایی درختان پسته (30 تا40 در هزار) است ونیز برخی قارچها از جمله سفیدک سطحی در انگور و نیز در برخی موارد افزایش دوره خواب درخت اگر قبل از بیدار شدن مصرف شود. هر چند که بیداری درختان اگر با بادهای گرم در بهار همراه شود این مصرف بی تاثیر است.

نکته دوازدهم؛ میزان مصرف روغن ولک در باغات بین 1/5 تا دو درصد میباشد. بیشتر از این مقدار تا 4 درصد در زمستان هیچ آثار سویی نداشته است ولی جدا از سمپاشی خالص روغن باید اجتناب کرد. جهت تهیه محلول سمپاشی نیز ابتدا روغن را در مقداری آب ( ترجیحا ولرم) حل کرده بعدا داخل تانکر سمپاشی که تا نصف آب دارد اضافه شود.

بهم زدن تانکر حاوی روغن ولک اهمیت زیادی دارد و چون روغن در آب کاملا حل نمی شود باید حتما هم زده شوند. 

متاسفانه در پاره ای مواقع محلولهای غذایی مختلف در فصل رویش به صورت اختلاط با روغن ولک مصرف می شوند که نه تنها سودی ندارند و در برخی مواقع اثرات آنتاگونیستی روی هم دارند و دارای اثرات منفی ثابت شده در یک مطالعه علمی روی پسته شده اند.  استفاده از روغن ولک در دماهای پایین و دماهای بالا قابل توصیه نیست.

 

کاربرد غلظتهای بالای روغن ولک(بیش از 30 در هزار) جهت تامین نیاز سرمایی درختان پسته به طور متوالی دارای اثرات منفی به شرح زیر است.

- خشکیدگی سرشاخه ها

- ایجاد شاخه های نابجا و تنه جوش زیاد روی شاخه های اصلی

- خروج شیره آوندی از محل طوقه

- کاهش رشد درختان

پیشنهاد می شود به منظور کاهش اثرات منفی روغن ولک از اختلاط غلظتهای پایین با سایر مکملهای نیاز سرمایی استفاده شود. 

 ملاحظاتی در خصوص استفاده از روغن ولک

در زمان روغن پاشی، درخت به هیچ وجه نباید تحت استرس باشد. فقدان رطوبت خاک، درجه حرارت بالا، تغییر ناگهانی درجه حرارت، بادهای طولانی بعد از روغن پاشی، ضعف شدید درخت به علت وجود بیماری و یا آفت شدید، زمینه را برای خسارت به درخت و سرخشکیدگی شاخه ها توسط روغن را فراهم می سازد.

بنابراین از به کار بردن روغن در زمان هایی که رطوبت گیاه کم بوده و یا در معرض بادهای خشک و مداوم قرار داشته باشند، باید خودداری گردد. روغن پاشی در درجه حرارت بالا و یا در زمان وزش بادهای خشک، باعث می شود که تنفس گیاه افزایش یافته و خسارت در اثر کمبود رطوبت چند برابر شود.

هنگامی که درجه حرارت خیلی بالا و یا خیلی پایین باشد، نباید روغن پاشی انجام شود.

موقعی که روغن روی شاخه ها پاشیده می شود، می تواند وارد عدسک های گیاه گردد و آن ها را مسدود سازد، در نتیجه تنفس گیاه تحت تأثیر قرار می گیرد. درجه حرارت محیط زیاد باعث می شود که تنفس گیاه افزایش یافته ولی روغن با مسدود کردن عدسکها مانع از تنفس شده و خطر سرخشکیدگی شاخه ها را افزایش می دهد.

محلول پاشی در درجه حرارت نزدیک یخ زدن، منجر به نشست بیش از حد روغن روی گیاه می شود و می تواند مقاومت درخت را به سرما کاهش دهد.

درختانیکه که در اثر حمله آفات و بیماری ها به شدت ضعیف شده اند با خطر صدمه دیدن روبه رو هستند.

 

بر اساس اطلاعات آمار هواشناسی شهرستان رفسنجان تا نیمه بهمن ماه جاری، تاکنون حدود 625 ساعت سرمای مورد نیاز درختان پسته تامین شده است. بر اساس پیش بینی های هواشناسی امکان تامین سرمای مورد نیاز تا حدود 200 ساعت دیگر تا پایان سال جاری نیز وجود دارد. بر این اساس:

- نیاز سرمایی تامین شده برای رقم اکبری کافی نیست و لازم است درختان باور این رقم با روغن ولک به نسبت 40 درهزار در محدوده زمانی 20 بهمن لغایت 5 اسفند ماه جاری محلول پاشی گردند.

- محلول پاشی سایر ارقام صرفا در شرایط مدیریت نا مناسب، شوری بالای آب و خاک (شوری بالای دوازده هزار آب) و خاک های سنگین که منجر به دیر گلدهی آنها میگردد، با نسبت 30 در هزار روغن ولک توصیه می شود.

لازم به ذکر است در صورتیکه در فرصت باقی مانده تا زمان بیدار شدن درختان با نوسانات دمایی شدید مواجه شویم، میزان اثر گذاری روغن ولک کاهش می یابد.


مدیریت تغذیه



تجربه بهترین راهنماست

اگر شما برنامه ای داشته اید که موفق بوده است، آن را ادامه دهید. همین شیوه می تواند بهترین راهنمای شما باشد.

اگر فکر می کنید که روشهای بهتری نیز وجود دارد، نخست آن را در سطحی محدود آزمایش کنید. بخش عمده ای از باغتان را طبق برنامه ای که به آن اطمینان دارید، محلول پاشی کنید و سپس برای مقایسه چند ردیف را با برنامه جدید محلول پاشی نمائید. اگر تصور می کنید که این برنامه جدید خوب و موثر است، هرگز آن را پس از یک سال متوقف نکنید و پیش از آنکه آن را قبول و یا رد کنید، چند سال آن را بکار ببرید، بهترین راهنمای شما، قضاوت و تجربه شماست.

اثر متقابل عناصر غذایی بر جذب یکدیگر:

 

عملیات لازم از نظر تغذیه در اسفندماه و اوائل فروردین در باغ های پسته:

به طورکلی در اسفندماه و اوائل فروردین دو نوع عملیات در باغ های پسته قابل انجام است 1- نوبت اول کود ازته و 2- محلولپاشی تشکیل میوه یا فروت ست (Fruit Set)....... در ادامه سعی خواهد شد توصیه عمومی مربوط به این موارد ارائه شود ولی همانطور که قبلا هم گفته شد احتمال دارد هر باغی با توجه به شرایط خود به عملیات ویژه یا توصیه خاصی نیاز داشته باشد.

 

چند نکته در مورد جدول بالا: 1- در باغ هایی که کود مرغی در زمستان به کار برده شده است؛ به ویژه در روزهای منتهی به انتهای بهمن و در اسفند مقدار کود ازته بهتر است کاهش یابد چون کود مرغی در مقایسه با سایر کودهای حیوانی معمولاً دارای مقدار نیتروژن (ازت) بشتری است. 2- مسلماً علاوه بر اوره و سولفات آمونیوم کودهای ازته دیگری مانند نیترات آمونیوم نیز از منابع نیتروژن (ازت) به شمار می روند ولی به دلیل اینکه فعلاً در بازار رایج ایران این دو کود (اوره و سولفات آمونیوم) بیشتر وجود دارد، توصیه براساس این دو کود صورت گرفته است. در صورت استفاده از کودهای دیگر بایستی به درصد ازت آنها توجه شود. 3- متاسفانه محدودیت دور آبیاری در اغلب باغهای پسته باعث می شود برنامه ریزی در استفاده از کودهای سرپاش با توجه به نوع خاک و وضعیت درختان مشکل شود بنابراین به طورکلی آبیاری اسفندماه یا آخرین آبیاری قبل از شروع فصل رشد و گل دهی برای نوبت اول کود ازته در نظر گرفته می شود. اگر محدوذیتی وجود نداشت به عنوان مثال بهتر بود در خاک های سبک این کوددهی به اواخر اسفند ماه نزدیک بود یا به عبارت بهتر کوددهی به زمان شروع رشد درختان (به اصطلاح حرکت درختان یا سرزدن جوانه های گل) نزدیک بود.

 

محلولپاشی ها در باغات پسته خود به دو دسته قابل تقسیم است: الف- محلولپاشی های خاص که مربوط به زمانهای حساس در طول دوره رشد شامل تورم جوانه ها یا تشکیل میوه (عناصر نیتروژن، روی، بُر،کلسیم و مس) و زمان شروع پرشدن مغز پسته (عناصر نیتروژن و پتاسیم) است. از نظر زمانی تورم جوانه ها و زمان تشکیل میوه با توجه به رقم پسته، شرایط آب و هوایی و مدیریت باغ، اواخر اسفند تا اواسط فروردین ماه اتفاق می افتد و همچنین شروع پرشدن مغز پسته در اواخر خرداد تا اواسط تیرماه است. این زمان از نظر مدیریت کودآبیاری نیز بسیار مهم است؛ ب- محلولپاشی های بعد از کامل شدن رشد برگ در اردیبهشت و خردادماه است که محلولپاشی عناصر ریزمغذی براساس آزمایش برگ و برای رفع کمبود این عناصر در گیاه انجام می شود. در جدول زیر به شرایط یکی از محلولپاشی های خاص در باغ های پسته و شرایط آن پرداخته خواهد شد:

 

توصیه محلول پاشی زمان تشکیل میوهfruit set  در باغات پسته:

 

ü     چند نکته در مورد جدول بالا و عمل به توصیه: 1- اسید بوریک در مناطقی که غلظت بُر برگ بیش از 800 پی پی ام می باشد لازم نیست. 2- مناطق شور حتماً و همیشه غلظت بُر بالایی ندارند و برخی مناطق شور وجود دارد که غلظت بُر پایین بوده و محلولپاشی در هنگام تورم جوانه ها اثرات مثبت دارد. 3- دقت شود نیترات کلسیم با سولفات روی قابل اختلاط نیست و درصورت استفاده از این دو ترکیب، بایستی جداگانه و به فاصله یکی دو روز محلولپاشی شوند. 4- در اینجا ترکیبات رایج و با صرفه تر از نظر اقتصادی توصیه شده است اما ترکیباتی در بازار وجود دارد که روی و کلسیم را با هم دارد که در صورت اطمینان به آنها و طبق نظر کارشناسی قابل استفاده خواهد بود.

ü     محلولپاشی ذکر شده در بالا از مهمترین محلولپاشی های لازم برای باغ های پسته است و انجام آن اثر مثبت زیادی بر عملکرد و کیفیت آن دارد. عناصر استفاده شده در این محلولپاشی بر گرده افشانی و لقاح موثرند و باعث کاهش پوکی، افزایش نسبی تعداد دانه در خوشه، کاهش انس و به طورکلی افزایش عملکرد می شوند.

 

کمبود روی کاهش گل آوری را به دنبال دارد و ممکن است مانع از باز شدن گلها در زمان شکفتن جوانه ها شود.

مصرف روی بطور غیر مستقیم، با افزایش سطح برگها در اوایل بهار به تشکیل میوه کمک می کند. در مناطقی که کمبود آب دارند، کمبود روی بیشتر دیده می شود.

در زمانی که کمبود بر خفیف است، تلقیح تخمک پس از گرده افشانی به علت رشد ضعیف لوله گرده در خامه کاهش می یابد.کمبود بر سبب خشک شدن سرشاخه ها می شود.یکی از موارد استفاده این عنصر برای نمو و تکامل جوانه هاست.

لزوما کمبود بر در خاک یا برگ مطرح نیست. بلکه کمبود در درون جوانه ها مهم است. در نتیجه کمبود بر، پرچم ها رشد نکرده و بدون دانه گرده باقی می مانند و مادگی و گلها کوچک باقی می مانند و مانند شکوفه های مبتلا به بیماری از بین می روند. محلول پاشی بر در زمان متورم شدن جوانه ها افزایش تشکیل میوه را به دنبال دارد. بین میزان نیاز به بر و آنچه از تجزیه برگ و خاک بدست می آید، چندان ارتباطی وجود ندارد. بالاترین میزان بر به آغاز متورم شدن جوانه ها در اواخر زمستان یعنی هنگامیکه پرچم و مادگی به حداکثر رشد خود می رسند مربوط است.


نقش مواد آلی خاک: شامل دو بخش زنده و غیر زنده خاک است که بخش زنده شامل، ریشه های زنده گیاه، موجودات ریز و ذره بینی و جانوران متوسط و بزرگی است که در خاک زندگی می کنند. بخش غیر زنده ماده آلی خاک شامل بقایای گیاهی و جانوری موجود در خاک بوده که مراحل مختلف تجزیه و فساد را می گذرانند. مواد آلی خاک علی رغم سهم ناچیز آنها در خاک، تأثیر بسیار مهمی بر رشد و عملکرد گیاه دارند. توانایی خاک در جذب آب و نگهداری عناصر غذایی بستگی زیادی به مقدار و نوع مواد آلی موجود در خاک دارد. قدرت باروری و حاصلخیزی خاک از طرق مختلفی وابسته به بخش آلی خاک می باشد. هر قدر مواد آلی خاک بیشتر بوده و کیفیت آنها مناسب تر باشد، کمیت و کیفیت محصول نیز بالاتر است.

 


برخی اثرات مهم مواد آلی بر خصوصیات فیزیکی خاک: بهبود ساختمان خاک، کم کردن وزن مخصوص ظاهری و افزایش تخلخل خاک، یا به عبارتی پوک تر شدن خاک، افزایش نفوذ پذیری آب در خاک،  افزایش ظرفیت نگهداری آب خصوصاً در خاکهای شنی، کاهش چسبندگی خاکهای رسی،  افزایش چسبندگی خاکهای شنی، تهویه بهتر به علت افزایش تخلخل خاک

 


زیر خاک کردن مواد آلی باقیمانده در زمین معمولاً بسیار مفید است به شرطی که در خاکهای فشرده این مواد آلی خیلی عمیق دفن نگردند که در این صورت زیان آنها بیش از نفع آنها خواهد بود. زیرا پس از آبیاری مواد آلی مانده در عمق خاک با توجه به رطوبت زیاد و اکسیژن کم زمین می پوسند و با تولید گاز متان سبب کاهش میزان منگنز، آهن و سایر عناصر مفید معدنی می شوند. ترکیب گاز متان با منگنز ایجاد سمی می کند که سبب مسمومیت ریشه و برگ درخت خواهد شد.

 

محصول نهایی تجزیه مواد آلی ماده سیاه رنگ و مقاوم به تجزیه میکروبی است که هوموس نامیده می شود. ظرفیت جذب و نگهداری رطوبت و تبادل کاتیونی این ماده بسیار زیاد می باشد. مواد آلی خاک که از طریق دادن کودهای حیوانی و برگرداندن بقایای گیاهی به خاک و افزودن مواد هیومیکی تأمین می شوند.

 

 

اسید هیومیک : زمانی بود که تصور می‌رفت هر موجود زنده‌ای پس از مرگ بطور کامل به عناصر تشکیل دهنده‌اش تجزیه شده و به طبیعت باز می‌گردد. گرچه این مطلب تا حدود زیادی درست می¬باشد، اما از چند دهه قبل دانشمندان متوجه شدند که تجزیه بافت‌های مرده همیشه بطور کامل انجام نمی‌شود. لااقل در مورد مواد خاص و در شرایط ویژه‌ای میکروارگانیسم‌های تجزیه کننده مواد آلی، پلیمرهای ویژه‌ای را می‌سازند که به تشکیل نفت، زغال‌سنگ و یا مواد هیومیکی منجر می‌شود . اگر بافت های گیاهی، مثلاً برگ خشک در زیر لایه نازکی از خاک قرار گیرد و گرما، رطوبت و اکسیژن کافی برای آن تأمین گردد، ظرف مدت چند ماه که در بهترین شرایط کمتر از یک فصل نیست، پس‌مانده‌های گیاهی به کمپوست تبدیل خواهند شد. کمپوست در واقع ماده ارگانیک نیمه تجزیه شده است و با چشم غیر مسلح می‌توان بافت‌های گیاهی را در آن تشخیص داد. چنانچه این روند تجزیه ادامه یابد، میکروارگانیسم‌های تجزیه کننده موجود در خاک که عمدتاً از قارچ‌های میکروسکوپی می‌باشند، سرانجام ظرف مدت زمانی که هیچ¬گاه کمتر از یکسال نخواهد بود از 15 کیلوگرم کمپوست حدود 3 کیلوگرم ماده نرم قهوه‌ای رنگ به جای می‌گذارند که به آن هوموس گفته می‌شود. در هوموس با چشم غیرمسلح آثاری از بافت گیاهی مشاهده نمی¬شود، اما در زیر میکروسکوپ سلول‌های گیاهی قابل شناسایی هستند. بنابراین هوموس نیز مراحل میانی تجزیه را طی می‌کند. اگر مجدداً شرایط مناسب برای فعالیت میکروارگانیسم‌ها یعنی گرما، رطوبت، اکسیژن و مواد معدنی فراهم باشد، از 3 کیلوگرم هوموس در دوره‌ای که ممکن است به ده‌ها و یا صدها سال نیز برسد، سرانجام چیزی حدود یک کیلوگرم ماده سیاه رنگ مایل به قهوه‌ای به نام هیومیک اسید تشکیل خواهد شد. نام مواد هیومیکی از هوموس گرفته‌ شده است. از آنجا که این ماده دارای pH اسیدی ضعیف می¬باشد و مشتق شده از هوموس است، به نام هیومیک اسید نیز شناخته می¬شود، اما هیچ شباهتی به اسیدهای شناخته شده معدنی و آلی ندارد. موادهیومیکی در واقع طیف وسیعی از ترکیبات آلی- معدنی گوناگون نظیر اسیدهای آمینه، پتیدها، فنول‌ها، آلدئیدها و اسیدهای نوکلئیک در پیوند با انواع کاتیون‌ها می‌باشند که مجموعاً ترکیب بسیار پیچیده‌ و شگفت‌انگیزی را ساخته‌اند که می‌توانند میلیو‌ن‌ها سال در طبیعت دوام بیاورد و اعمال بسیار شگرفی انجام دهد که قابل قیاس با هیچ ترکیب دیگری نیست. در همه خاک‌های کشاورزی هیومیک اسید بطور طبیعی وجود دارد و در واقع 80 درصد مواد ارگانیک خاک را تشکیل می‌دهد. میزان ایده‌آل مواد آلی در خاک‌های کشاورزی بین 4 تا 6 درصد است. در کشور ایران که جز مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می¬شود، به جز نوار ساحلی شمال، میزان ماده آلی خاک در اکثر نقاط کشور زیر یک درصد و در بسیاری مناطق حتی زیر 1/0 درصد نیز می¬رسد. بنابراین فقر خاک‌های کشاورزی در مناطق کویری را می‌توان با افزودن مواد هیومیک جبران نمود. اگرچه تجزیه کامل هیومیک اسید به طور مشخص صورت نگرفته است، اما به طور کلی سه بخش هیومیک اسید که در مواد قلیایی محلول و در آب و اسید نامحلول است، فولویک اسید که در آب، قلیا و اسید محلول می‌باشد و هیومین که در قلیا، اسید و آب نامحلول است در هیومیک اسید قابل تشخیص می-باشد. مواد هیومیکی محصول نهایی تجزیه هر ماده آلی در شرایط ویژه و توسط میکروارگانیسم‌های خاص می‌باشند. از آنجا که ماده اولیه آن از موجود زنده گرفته شده و توسط موجودات زنده دیگری شکل گرفته است، برای رشد دادن به هر موجود زنده دیگری کارایی و مناسبت دارند و باز به دلیل اینکه موجودات مولد مواد هیومیکی باکتری¬ها و مخصوصاً قارچ‌های خاکزی غیر بیماریزا هستند، به رشد این گونه موجودات نیز بیشتر کمک می‌کنند. باکتری‌ها و قارچ‌های پاتوژن (بیماریزا) که در تشکیل مواد هیومیکی هیچ نقشی ندارند و موجوداتی که انگل هستند از مواد هیومیکی هیچ سهمی نمی‌برند. مواد هـومیک در داخل محلول¬های اسیدی و قلیایی به صورت متفاوت حل می شوند که بر این اساس مواد هـومیک به سه دسته کلی مواد هـومین که در هیچ یک از رده¬های اسیدیته حل نمی¬گردند، اسیدهای هـومیکی قابل انحلال در اسیدیته بیشتر از 2 و اسیدهای فولولیک که در تمام اسیدیته قابل انحلال می باشند، قابل تقسیم می باشند. نقش هیومیک اسید در کشاورزی اسید هیومیک می¬تواند بطور مستقیم اثرات مثبتی بر رشد گیاه بگذارد. رشد قسمت هوایی و ریشه گیاه توسط اسید هیومیک تحریک می¬شود، ولی اثر آن بر روی ریشه برجسته¬تر است. به طوریکه حجم ریشه را افزایش داده و باعث اثر بخشی سیستم ریشه شده که احتمالاٌ دلیل افزایش محصول می¬باشد. اسید هومیک جذب نیتروژن، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و فسفر را توسط گیاه افزایش می¬دهد کاربرد اسید هومیک کلروز گیاهان را بهبود می¬بخشد که احتمالاٌ نتیجه ای است از توانایی اسید هومیک برای نگهداری آهن خاک به فرمی که قابل جذب و سوخت و ساز باشد. این پدیده می تواند در خاک¬های قلیایی و آهکی مؤثر باشد که معمولاٌ کمبود آهن قابل جذب و مواد آلی را دارند . در کشورهایی نظیر ایران که بخش‌های مهمی از خاک‌شان کویری است ، انگیزه‌های جدی‌تری برای مصرف هیومیک‌ها وجود دارد. در چنین سرزمین‌هایی، آب و خاک غالباً قلیایی است و هیومیک اسید در محیط قلیایی بهتر عمل می‌کند. از این گذشته مناطق بیابانی با مشکلات دیگری نظیر کمبود مواد آلی خاک، کم‌آبی، شوری، نوسان شدید دما در شبانه روز (تنش گرمایی و سرمایی) و ساختار نامناسب خاک درگیر هستند.

 

خواص هیومیک اسید

1-بهبود ساختار فیزیکی خاک

         اگر ماده آلی خاک به اندازه کافی نباشد، ذرات رس به هم می‌چسبند و از نفوذپذیری خاک بشدت می‌کاهند و فضای کمی برای آب و هوا باقی می‌گذارد. از طرفی توسعه و گسترش ریشه را محدود می‌کنند. مواد آلی و بخصوص هیومیک اسید که محصول نهایی هر ماده آلی است، بار منفی خود را به ذرات رس منتقل نموده و باعث می‌شود که ذرات رس تا حدودی یکدیگر را دفع کنند و از چسبندگی آن¬ها کاسته شود. بر عکس، نمک‌های محلول (NaCl) انواع کودهای شیمیایی بار مثبت خود سبب چسبندگی بیشتر ذرات رس به یکدیگر شده، از نفوذپذیری آن می‌کاهد. در کشور ایران که میزان ماده آلی خاک حداقل و در اکثر مناطق زیر یک درصد می¬باشد و نیز با شوری آب و خاک در سطح گسترده‌ای به عنوان مهمترین عامل محدود کننده تولیدات کشاورزی و باغی محسوب می¬شود، ضرورت استفاده از مواد آلی هیومیکی به شدت احساس می‌شود. اصولاً هیومیک‌ها پیش از اینکه کود باشند اصلاح‌کننده خاک هستند. به این معنا که پلیمرهای هیومیک اسید شبیه به یک چسب ارگانیک عمل می‌کنند و ذرات مواد معدنی خاک را به هم می‌چسبانند.

2 - بهبود ریشه‌زایی

         تأثیر هیومیک اسید بر رشد ریشه کاملا واضح و آشکار هست و در مواردی حجم ریشه را تا چند برابر افزایش می‌دهد. مشخص است که گیاهی که ریشه‌های گسترده¬تر و قوی¬تر دارد، قطعا رشدی بهتری داشته و مقاوم¬تر نیز خواهد بود. افزایش ریشه‌زایی با مکانیسم‌های متعددی مرتبط است. اصلاح ساختار فیزیکی خاک فضای مناسبتری را برای نفوذ ریشه ایجاد می‌کند. از طرفی هیومیک اسید با افزایش نفوذپذیری سلول‌های ریشه به جذب بهتر موادغذایی و توسعه بیشتر گیاه کمک می‌نماید. همچنین ثابت شده است که هیومیک اسید با تولید بیشتر اسیدهای نوکلئیک و اسیدهای آمینه تکثیر سلولی را در کل گیاه و بخصوص در ریشه‌ها افزایش می‌دهد.

3 - محرک ریشه‌زایی

       هیومیک اسید به عنوان محرک شناخته شده ریشه‌زایی است. به همین دلیل در نهالستان‌ها مقدار اندکی گرانول هیومیک اسید را در چاله کاشت نهال می‌ریزند و با خاک مخلوط می‌کنند. همچنین برای تحریک رشد بذر می‌توان آن را با هیومیک اسید و یا فولویک اسید آغشته کرد. مهمترین ساز و کار تحریک ریشه‌زایی، افزایش متابولیسم و نیز نفوذپذیری جدار سلول‌ها نسبت به آب و مواد غذایی می‌باشد .به علاوه گرم نگ¬هداشتن خاک و حفظ رطوبت نیز ممکن است در این جریان نقش داشته باشد.

عواملی که سبب ضعیف شدن شاخه ها شده و موجب سرخشکیدگی شاخه ها و حمله آفات و بیماریهای ثانویه می شوند: برگریزی درختان در طول فصل رشد (طغیان شدید آفات بخصوص پسیل پسته، میزان محصول زیاد و تغذیه ناکافی)-کاهش سطح سبزینه برگ (حاشیه سوختگی برگ در اثر سمیت املاح و شوری و کاهش اندازه برگ در اثر مدیریت تغذیه و آبیاری نامناسب)- دیر بیدار شدن درخت در اثرمدیریت تغذیه و آبیاری نامناسب در سال قبل و همچنین بافت سنگین خاک، شوری آب و خاک و برآورده نشدن نیاز سرمایی پسته، رشد مناسب سرشاخه را در اوایل فصل محدود می کند-خسارت شدید پروانه چوبخوار پسته


نکات طلایی در مصرف کودها: 1- برای افزایش تشکیل میوه در محصولات باغی محلول پاشی عناصر اوره ، روی و بر،هرکدام با غلظت پنج در هزار پس از برداشت محصول و در بهار پیش از باز شدن غنچه ها توصیه میگردد. 2- در محلول پاشی درختان میوه در فصل خواب،می بایست حداکثر تا 20 روز قبل از تورم جوانه ها متوقف شود. در غیر این صورت محلول پاشی موجب سوختگی درخت می گردد.3- هرگز کود سولفات روی آبدار را با کود اوره مخلوط ننمایید. مخلوط کود، به صورت خمیر می شود.4- افزودن اوره با غلظت دو تا پنج در هزار به محلول سولفات آهن، سولفات منگنز، سولفات روی، سولفات مس و اسید بوریک هنگام محلول پاشی موجب افزایش کارایی این کودها می گردد.5- به منظور تعیین مصرف دقیق این کودها مراجعه به نتایج تجزیه خاک، آب و برگ درخت ضروری می باشد.6- در مزارع و باغاتی که غلظت بر در خاک و آب آبیاری بالا است به مصرف سولفات روی توجه بیشتری مبذول گردد.تحت چنین شرایطی از شدت مسمومیت بر کاسته می شود.7- مصرف کودهای محتوی بر در مناطق با خاک های شور توصیه نمی گردد.8- سرعت باد کم باشد و مانع محلول‌پاشی نشود.9-محلول پاشی اگر در صبح یا عصر انجام گیرد موثرتر خواهد بود10- قبل از مصرف کود مطالب برچسب کود را به دقت مطالعه کنید.11- حرارت محیط در هنگام محلول‌پاشی پایین تر از 29درجه سانتیگراد می‌باشد. 12- بهتر است پس از محلول‌پاشی، آبیاری باغ و مزرعه انجام گیرد. 13- در هنگام ظهور گل و اوایل دوره تشکیل میوه نباید این کودها را محلول پاشی کرد. 14-هنگام تهیه محلول کود را به آب اضافه کنید. 15- در هنگام محلول‌پاشی رطوبت نسبی هوا بالاتر از 70درصد باشد.16_ پی اچ محلولهای تهیه شده در محدوده بین 8-6 باشد.17- محلول پاشی در فصل بهار مواد غذایی را مستقیماً و در زمان مناسب در اختیار گیاه قرار می دهد. همچنین محلول پاشی در فصل پاییز باعث ذخیره شدن مواد غذایی در گیاه برای شروع فصل بعدی می شود.18- در مورد عناصر غیر متحرک محلول‌پاشی چندین بار صورت میگیرد.

 

کودهای حیوانی و زمان مصرف آنها در باغهای پسته: با توجه به اینکه تعمیر باغهای پسته از اواخر پاییز آغاز می گردد لذا با توجه به توصیه کارشناسان تغذیه، باغداران، بهتر می توانند از کودهای حیوانی بهره گیری کاملتری نمایند. استفاده از کودهای حیوانی علاوه بر جنبه تغذیه ای، بیشتر به منظور اصلاح خاک از جمله بهبود ساختمان، دانه بندی، تهویه و بیولوژی آن و همچنین بالا بردن ظرفیت تبادل کاتیونی خاک صورت می گیرد. همانگونه که قبلا نیز اشاره شد، بطور کلی میزان مواد غذایی در کود مرغی بیشتر از گوسفندی و در گوسفندی بیشتر از گاوی است با این حال مواد غذایی کود مرغی به اندازه ای نیست که بتواند تمام نیازهای غذایی گیاه را تامین کند. کود مرغی سریعتر از کودهای حیوانی دیگر مورد تجزیه قرار می گیرد اما به همین اندازه اثرات آن در خاک زودتر ناپدید می گردد که در این رابطه توصیه می شود کود گوسفندی و گاوی را به صورت پوسیده به خاک داد تا اثرات آن سریعتر بروز کند و از آسیب های احتمالی جلوگیری شود. زمان استفاده از کودهای حیوانی از اواسط پاییز تا اوایل زمستان است. اگر بعد از این زمان کودها استفاده شوند، می تواند اختلالات فیزیولوژیک همچون زردی برگها در اول فصل را ایجاد نماید که این موضوع به علت رقابت ریزموجودات تجزیه کننده کود با درخت برای مصرف ازت و عدم دسترسی گیاه به ازت کافی می باشد. این مساله در مورد کودهایی که به خوبی نپوسیده اند شدیدتر است. شیوه مصرف کود‌های حیوانی:کودها باید در انتهای سایه انداز درخت به طور متناوب هر 2 سال یکبار، در یک طرف درخت در زیر خاک قرار داده شود. نکته مهم اینکه باید از ریختن کودهای حیوانی در سطح خاک به خصوص در خاک های رسی خودداری گردد. در مواردی که کودها که در سطح خاک ریخته می شوند قسمت رویی آنها که در معرض مستقیم نور خورشید و هوا قرار می گیرد سریعتر تجزیه شده و به هدر می روند. همچنین وجود این کودها در سطح خاک می تواند آب و مواد غذایی بیشتری را جذب کرده و در اختیار گیاه قرار دهد و این موضوع باعث مس شود که ریشه درختان به طرف سطح خاک رشد کنند درنتیجه خشکی تابستان و سرمای زمستان می تواند ریشه های درختان را تهدید نماید.

 


شیوه کاربرد کودهای حیوانی:
کاربرد کودهای حیوانی در سطح خاک معایبی چون هدایت ریشه های مویین به عمق های بالاتر خاک و افزایش احتمال صدمه به آنها (تنش های خشکی، گرما و سرما) و زیاد شدن علفهای هرز در باغ دارد. کاربرد کودهای مرغی به روش سطحی توصیه نمی شود چون این کودها می توانند باعث افزایش آلودگی پسته به آفلاتوکسین شوند. به همین دلیل شیوه کاربرد کودهای آلی در باغهای پسته، روش چالکود یا به عبارت بهتر کانال کود می باشد.

 


 مقدار مصرف کودهای حیوانی: مقدار مورد استفاده از کودهای آلی برحسب نوع کود و شرایط آب و خاک می تواند متفاوت باشد. بهتر است در این مورد از مشورت با کارشناسان بهره برد ولی به طور کلی این مقدار می تواند از 20 تن تا 50 تن در هکتار نوسان داشته باشد.

 


نوع کود حیوانی :
کود مرغی از نظر عناصر نیتروژن، فسفر، کلسیم، منیزیم، سدیم و گوگرد از غنی ترین کودهاست. کود گوسفندی از نظر نیتروژن (ازت) مشابه کود مرغی ولی از نظر پتاسیم غنی تر از آن می باشد. کود مرغی از نظر عناصر کم نیاز   مانند روی، مس و منگنز غنی بوده و کود گاوی حالت بینابین دارد. در مجموع در میان کودهای آلی متداول از نظر غنای عناصر غذایی به ترتیب مرغی، گوسفندی و گاوی قرار می گیرند. البته علاوه بر مقدار مطلق عناصر، قابلیت جذب هر یک از آنها نیز باید مد نظر قرارگیرد. مقدار فسفر و پتاسیم تقریبا صد در صد قابل جذب است در صورتی که در مورد نیتروژن (ازت) اینگونه نیست و به طور کلی فقط 50 درصد نیتروژن (ازت) موجود در کود دامی را می توان در برنامه ریزی کودی منظور کرد.

 


کود مرغی برای چه باغهایی مناسب است:
کود مرغی از عناصر نیتروژن، فسفر، کلسیم، سدیم و گوگرد غنی است ولی کود مرغی نسبت به کودهای حیوانی اثر کمتری بر بهبود خصوصیات فیزیکی و نگهداری رطوبت خاک دارد. از ترکیب شیمیایی و خصوصیات دیگر این کود مانند EC (نشان دهنده میزان املاح کل کود) می توان استنباط کرد که کود مرغی درخاک هایی با شرایط کمبود شدید نیتروژن (ازت) و فسفر، شوری کمتر، بافت متوسط رو به سبک که با آبی با کیفیت مناسب و به مقدارکافی آبیاری می شوند، بهره وری بیشتری دارند. بنابراین اگر بعضی از باغداران به دلیل شرایط خاص خود، نتیجه خیلی خوبی از کودهای مرغی گرفته اند، دلیل بر این نیست که در همه باغ ها و آن هم هر ساله از این نوع کود استفاده شود.

 


شرایط استفاده از کودهای گاوی و گوسفندی:
 علاوه بر تفاوت در میزان عناصر غذایی در این دو نوع کود آلی، میزان املاح کل کود گاوی از کود گوسفندی کمتر است و این از شاخص‏های مهم در درجه مناسب بودن هر یک از این کودها در باغ های با شرایط متفاوت است. به طوری که کود گاوی نسبت به کود گوسفندی در شرایط شوری بیشتر خاک، بافت سنگین تر، دورهای آبیاری بیشتر، بهره وری بیشتر دارد. علاوه بر این، به طور کلی کود گاوی نسبت به کود گوسفندی، دارای عناصر کم نیاز بیشتری است. بنابراین در یک مدیریت کودی صحیح باید تمامی عوامل ذکر شده بالا را در نظر داشت و با توجه به خصوصیات خاک، آب و مدیریت آبیاری، نوع کود دامی را انتخاب نمود.

 


استفاده تلفیقی از کودها:
در بسیاری از شرایط باید سعی شود در صورت امکان، مخلوط کودها را به کاربرد. همچنین می توان کم وکاستی های کود دامی را با اضافه کردن مقادیر مناسب کودهای شیمیایی مربوطه جبران کرد، به طوری که امروزه برای رسیدن به عملکردهای بالا چاره ای جز کاربرد تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی نیست چرا که اغلب کودهای آلی با توجه به سرعت کم آزادسازی عناصر نمی توانند تمام نیاز غذایی گیاهان، مخصوصا گیاهان پر توقع را تامین نمایند و استفاده تنها از کودهای شیمیایی نیز باعث تخریب خاک و کاهش حاصلخیزی می گردد. منظور از استفاده تلفیقی از کودهای آلی و شیمیایی این نیست که به کودآلی همه عناصر غذایی در قالب کودهای شیمیایی اضافه شود بلکه بایستی براساس نیاز خاک و شرایط باغ کودهای شیمیایی لازم روی کودهای حیوانی در چالکود ریخته شود.

 


پتاسیم قابل جذب:
یکی از عناصر غذایی مورد نیاز گیاه که انتظار می رود به مقدار قابل توجهی در خاکهای اضافه شده به باغهای پسته یافت شود، پتاسیم می باشد. به طور کلی حد بحرانی پتاسیم قابل جذب خاک در ایران 250 میلی گرم درکیلوگرم خاک است. جدول بالا نشان می دهد که میانگین پتاسیم قابل جذب در خاکهای مورد آزمایش 256 میلی گرم در کیلوگرم خاک می باشد که کمی بیشتر از حد بحرانی پیشنهاد شده (250 میلی گرم در کیلوگرم خاک) می باشد. دامنه غلظت پتاسیم قابل جذب در نمونه خاکهای مورد آزمایش 19 تا 834 میلی گرم در کیلوگرم خاک می باشد که نشان دهنده دامنه وسیع غلظت پتاسیم در این خاکهاست. پتاسیم از عناصر مهم در تغذیه درختان پسته است. به دلیل اینکه در سالهای گذشته کمتر به این عنصر توجه می شد و باغداران بیشتر از کودهای فسفره (کودهای سیاه یا ریشه ای) و کودهای ازته (کودهای سرپاش یا سفید یا شکرو) استفاده می کردند و همچنین نیاز بالای پسته به پتاسیم ، بسیاری از خاک های مناطق پسته کاری از این عنصر تخلیه شده است. ضمن اینکه خاک های شنی یا سبک به طور ذاتی پتاسیم کم دارند. بنابراین باید به تغذیه پتاسیم در باغات پسته توجه ویژه داشت و با توجه به آزمایشات خاک و برگ و پس از تشخیص وضعیت پتاسیم در باغ، در صورت لزوم اقدام به کوددهی کرد. برگ هایی که کمبود پتاسیم دارند حاشیه سوختگی قهوه ای را نشان می دهند (تصویر بالا) بعضی مواقع زیاد بود عناصری مثل سدیم و حتی کلسیم و منیزیم می تواند باعث کمبود پتاسیم در گیاه گردد و اجازه ندهد که پتاسیم نقش خود را در گیاه به خوبی ایفا نماید. باید دقت نمود که علائم حاشیه سوختگی در اثر زیاد بود بر نیز می تواند اتفاق افتدکمبود پتاسیم علاوه بر ایجاد علائم برگی می تواند باعث کاهش عملکرد، پوکی و ناخندانی محصول شود. تقریبا تمام پتاسیم در مرحله پر شدن دانه جذب می گردد. بنابراین بهتر است مصرف کودهای پتاسه در زمانی انجام گیرد که در مرحله پرشدن دانه برای گیاه قابل جذب باشد. جذب پتاسیم در درختان سال پربار بیش از دو برابر پتاسیم جذب شده در درختان سال کم بار است. بنابراین شایسته است میزان مصرف پتاسیم در درختان سال پربار بیش از درختان سال کم بار باشد. اما باید دقت نمود که پتاسیم و نیتروژنی که در طول سال کم بار جذب گردیده اند در اندمهای چوبی تجمع یافته و جهت رشد میوه، برگ و ساقه ها در بهار مصرف می شود. بنابراین تصور برخی باغداران که در سال کم بار نیاز چندانی به کوددهی نیست، اشتباه بوده و حداقل در مورد عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم در هر دو سال پربار و کم بار (البته با تفاوتهایی بین دو سال) کوددهی براساس وضعیت باغ و نتایج تجزیه خاک و برگ می تواند به افزایش عملکرد و کاهش سال آوری منجر شود. با توجه به حدود بحرانی در خاک و برگ پسته و توجه به خصوصیاتی از خاک مانند شوری، بافت و نوع کانی¬های رسی باید اقدام به برطرف نمودن کمبود نمود. برای برطرف نمودن کمبود پتاسیم در درختان پسته به طورکلی و متوسط می توان 2-1 کیلوگرم سولفات پتاسیم به ازای هر درخت به شیوه چالکود و در زمستان استفاده نمود. چنین به نظر می رسد که در خاک های سبک و متوسط با شوری های متوسط کاربرد 1 کیلوگرم سولفات پتاسیم به ازای هر درخت کافی باشد ولی در خاک های سنگین با شوری زیاد کاربرد 2 کیلوگرم سولفات پتاسیم به ازای هر درخت باعث برطرف شدن کمبود پتاسیم می گردد. محلولپاشی نیترات پتاسیم (5 در هزار در هکتار) در شروع دوره پرشدن مغز پسته نیز باعث بهبود کیفیت میوه پسته شده است. در خاک های شور مناطق پسته کاری کشور عنصر سدیم به وفور وجود داردکه از جمله عناصر مضر برای گیاه است. غلظت بالای این عنصر در خاک باعث کاهش جذب پتاسیم توسط ریشه خواهد شد ( اثر متقابل سدیم و پتاسیم) بنابراین حدود بحرانی و کفایت این عنصر در خاک های شور بالاتر از خاک های غیرشور است.

 


فسفر از عناصری است که شاید بیش از همه عناصر اصلی مورد نیاز گیاه تحت تاثیر شرایط خاک از جمله
pH، مقدار آهک و نوع رس قرار می گیرد. در کاربرد کودهای فسفره باید سعی کرد تا این کودها کمترین تماس را با خاک به ویژه خاکهای دارای رس بیشتر (سنگین تر) داشته باشند.از نظر کوددهی درختان پسته، این عنصر در هر دو سال پر و کم محصول دارای اهمیت تقریباً یکسانی است. توجه به آزمایشات خاک و برگ در استفاده از کودهای فسفره در باغات پسته راهگشاست. در بین کودهای آلی کودهای مرغی و ماهی دارای درصد بالاتری فسفر هستند و توجه به آنها در تغذیه فسفر لازم به نظر می رسد. با توجه به تجزیه خاک و برگ و حدود بحرانی فسفر، اگر کمبود در خاک یا درختان پسته تشخیص داده شد، راههای برطرف کردن آن استفاده از کودهای دامی پوسیده، کود مرغی و همچنین کودهای شیمیایی فسفاته می باشد. نیاز درختان پسته در صورت کمبود فسفر حدود 600 گرم فسفر به ازای هر درخت می باشد که بر اساس درصد فسفر هر کود باید مقدار مصرف کود فسفاته محاسبه گردد. در صورت استفاده از کودهای حیوانی یا مرغی 300 گرم فسفر به ازای هر درخت کافی به نظر می رسد. به طور کلی حدبحرانی فسفر در خاک 10 میلی گرم بر کیلوگرم خاک (پی پی ام) و در برگ 0.1 درصد می باشد. براساس مطالعاتی که در موسسه تحقیقات پسته کشور در مورد وجود عنصر فسفر در اعماق مختلف خاک باغات پسته رفسنجان انجام گردیده، مشخص شده است غلظت فسفر در سطح خاک اکثر باغات بسیار زیاد ولی در 42 درصد باغات غلظت فسفر در عمق توسعه ریشه (30 تا 60 سانتی متر) کمتر از حد بحرانی و استاندارد می باشد. متاسفانه روش مصرف کودهای فسفاته در اغلب باغ‏های پسته نیز صحیح نیست. به طوری که به جای مصرف در چالکود به روش سطحی به کار برده شده است. روش صحیح کاربرد فسفر در خاک: در چالکود و روی کود حیوانی. میزان فسفر جذب شده در درختان سال کم بار حدود 30 درصد بیش از فسفر جذب شده در سال پربار است. بنابراین کوددهی فسفری باید به نحوی باشد که کودهای فسفری در سالهای کم باری یا بی باری نیز برای گیاه قابل جذب باشد. علائم کمبود فسفر بندرت بر روی برگ درختان پسته مشاهده می شود. در صورت کمبود این عنصر در گیاه، برگ سرشاخه ها ارغوانی و برگها بتدریج می ریزند، ساقه ها باریک شده و فاصله میان گره ها زیاد می گردد. برهنه شدن درخت و محدود شدن رشد ریشه نیز از دیگر علائم کمبود می باشد. دیر باز شدن جوانه ها و برگ های سبز رنگ پریده نیز از کمبود فسفر می تواند ناشی گردد. شاید بارزترین نشانه کمبود فسفر سبز تیره شدن رنگ برگهای پیر باشد.

 

 


یکی از عملیاتی که در مناطق پسته کاری مرسوم شده است، اضافه کردن خاک به باغهای پسته می باشد:
این خاکها شامل ماسه بادی، لایی و حتی برخی موارد نخاله های ساختمانی می باشد. در بین این مواد، استفاده از ماسه بادی رایج تر است. اضافه کردن این خاکها اغلب بدون اطلاع از خصوصیات و لزوم استفاده آنها صورت می گیرد و هزینه هایی را نیز به باغداران تحمیل می کند. در بازدیدهای مکرر از باغهای پسته در مناطق مختلف مشخص شده است که بعضی از مشکلات ایجاد شده در باغهای پسته در اثر اضافه کردن نابجای خاکهای نامطلوب بوده است. چرا باغداران به باغهای خود خاک اضافه می کنند؟ باغداران با توجه به نوع خاکی که به باغهای خود اضافه می کنند  (ماسه بادی، لایی یا نخاله های ساختمانی) دلایل مختلفی برای این عمل خود عنوان می کنند که مهمترین این دلایل عبارتند از: 1- برطرف کردن سبکی یا سنگینی یا اصلاح بافت خاک در باغ 2- تامین بعضی از عناصرغذایی مورد نیاز گیاه 3-کمک به نگهداری بیشتر آب 4-کمک به نفوذ بهتر آب . در بین دلایل فوق اعتقاد به موارد سوم و چهارم بیشتر است . متاسفانه برخی باغداران نیز بدون آگاهی به موارد 1 تا 4 و بدون هیچ هدف و دلیلی و صرفا براساس تقلید از دیگران، مبادرت به افزودن خاک به باغهای خود می نمایند.

 


اثرات مثبت اضافه کردن خاک به باغهای پسته چه می تواند باشد؟
 با توجه به اظهارات باغداران، نتایج تجزیه خاکها و استنباطهای علمی چنین به نظر می رسدکه اثرات مثبت اضافه کردن خاک به باغهای پسته باید فراتر از فراهم نمودن عناصر غذایی خاص از جمله پتاسیم و اصلاح بافت خاک از نظر سبکی و سنگینی باشد. احتمالا اثرات مثبت این خاکها به مدیریت آب در باغهای پسته مربوط می شود. به طوریکه اضافه کردن یک لایه ضخیم ماسه بادی در سطح باغ، باعث نفوذ بهتر آب در خاک و کاهش تبخیر از سطح خاک می شود. به عبارتی لایه خاک مانند مالچ عمل می نماید و از تبخیر زیاد آب بویژه در ماههای گرم سال جلوگیری می نماید. اضافه کردن خاک (ماسه بادی) به صورت لایه ای ضخیم بر روی سطح در صورتیکه بافت خاک اصلی باغ سنگین باشد علاوه بر اینکه نفوذ آب از سطح خاک به اعماق را تسریع می بخشد به دلیل قطع لوله های مویین خاک که باعث حرکت آب از عمق به سطح و تبخیر آب می گردد، باعث کاهش قابل توجه تبخیر از سطح خاک می شود. در خاکهای سبک (شنی) این اثر کمتر می شود ولی کماکان اثر کاهنده بر تبخیر از سطح خاک وجود دارد.    البته با اضافه کردن خاکهایی که دارای پتاسیم قابل جذب بالایی هستند می توان از وجود این عنصر غذایی ضروری، به ویژه در مناطق دارای خاکهای شور، بهره کافی برد.

 

خصوصیات خاک برای اضافه کردن به باغهای پسته چه باید باشد؟

با توجه به مطالب گفته شده می توان استنباط کرد که خصوصیات خاکهایی که قابلیت اضافه شدن به باغهای پسته را دارند باید حداقل خصوصیات زیر را داشته باشند:

1- شوری یا قابلیت هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک (ECe) باید کمتر از 4 دسی زیمنس بر متر باشد.

2- نسبت جذبی سدیم (SAR) خاک باید کمتر از 15 باشد.

3- اسیدیته گل اشباع یا pH خاک حتی المقدور از 8 بیشتر نباشد گرچه pH های پایینتر در حدود 7 ایده آل است.

4- بافت خاک باید شنی (سبک) باشد.

5- نسبت کلسیم به منیزیم (Ca/Mg) باید حداقل یک یا بیشتر باشد این نسبت هرچه بیشتر باشد مناسبتر است.

6- حتی المقدور دارای پتاسیم قابل جذب بیشتر از 250 میلی گرم در کیلوگرم خاک، باشد (این شرط اساسی نیست ولی اگر بتوان از خاکی استفاده کرد که این شرط را داشته باشد، علاوه بر استفاده از اثرات خاکهای اضافه شده در مدیریت آبیاری، می توان از اثرات تغذیه ای آنها نیز بهره برد).

بنابراین برای اضافه کردن خاک به باغهای پسته باید با مشورت با کارشناسان خبره، لزوم اضافه کردن خاک به باغ مشخص شود. همچنین خاکی که قرار است به باغها اضافه شود باید بوسیله آزمایشگاه خاکشناسی تجزیه گردد و حداقل از نظر خصوصیات شوری، نسبت جذب سدیم و نسبت کلسیم به منیزیم مورد سنجش قرار گیرد. نکته دیگری که باید در مورد اضافه کردن خاک به باغهای پسته رعایت کرد: عملیات شن دهی و اضافه کردن خاک در سالهای مختلف نباید به گونه ای باشد که باعث بالا آمدن سطح خاک باغ نسبت به درختان شده و احیانا طوقه درختان به زیر خاک رود چون این مسئله به درختان آسیب می رساند. بنابراین عملیات شن دهی در باغات نباید باعث زیرخاک رفتن طوقه درختان شود.

 

شیوه کاربرد خاک برای اضافه کردن به باغهای پسته چه باید باشد؟

همانطور که گفته شد بیشترین اثر مثبت اضافه کردن خاک به باغهای پسته، اثر بر نفوذپذیری و نگهداری آب می باشد بنابراین در صورتیکه نیاز به اضافه کردن خاک به باغ بود بهترین شیوه کاربرد، پخش سطحی خاک در بین ردیفهای درختان است بطوریکه دارای ضخامت مناسب بوده و حتی المقدور با خاک زیرین (خاک سطح باغ) مخلوط نگردد و طوقه درختان هرگز پوشانده نشود.

 


لزوما کمبود بر در خاک یا برگ مطرح نیست. بلکه کمبود در درون جوانه ها مهم است.
در نتیجه کمبود بر، پرچم ها رشد نکرده و بدون دانه گرده باقی می مانند و مادگی و گلها کوچک باقی می مانند و مانند شکوفه های مبتلا به بیماری از بین می روند. محلول پاشی بر پیش از باز شدن جوانه ها افزایش تشکیل میوه را به دنبال دارد. بین میزان نیاز به بر و آنچه از تجزیه برگ و خاک بدست می آید، چندان ارتباطی وجود ندارد. بالاترین میزان بر به آغاز متورم شدن جوانه ها در اواخر زمستان یعنی هنگامیکه پرچم و مادگی به حداکثر رشد خود می رسند، مربوط است. در زمانی که کمبود بر خفیف است، تلقیح تخمک پس از گرده افشانی به علت رشد ضعیف لوله گرده در خامه کاهش می یابد. کمبود بر سبب خشک شدن سرشاخه ها می شود. یکی از موارد استفاده این عنصر برای نمو و تکامل جوانه هاست.

 

مقدار عناصر غذایی ذخیره شده در شاخه ها و ریشه های درختان کم محصول چندین برابر میزان ذخیره این عناصر در درختان پرمحصول است. بنابراین مقاومت به سرمای رمستانه درختان کم محصول بسیار بیشتر از درختان پر محصول است.

آیا می دانستید جذب مواد غذایی توسط درختان پسته در مرحله خواب زمستانه بسیار ناجیز است? بنابراین کودهایی که قابلیت تحرک بالایی را دارند (مانند ازت و پتاس) ممکن است در اثر آبشویی و آبیاری سنگین از منطقه ریشه خارج شوند.

 


جذب کلسیم توسط ریشه درخت پسته به صورت غیرفعال است:
یعنی مقدار تعرق تعیین کننده مقدار جذب و موجب حرکت یون کلسیم در آوندهای چوبی به طرف اندام مورد نیاز گیاه می شود. میزان تعرق از سطح برگ شدیدتر از سطح میوه می باشد، بنابراین در شرایط کمبود کلسیم مقدار کلسیمی که در اختیار میوه قرار می گیرد به مراتب کمتر از مقدار کلسیمی است که در اختیار برگ قرار می گیرد. بنابراین ممکن است علائم کمبود کلسیم در برگ، مشاهده نشود در حالی که میوه بخصوص پوسته سخت آن بشدت دچار کمبود کلسیم باشد.

 


قارچ ریشه (میکوریز
Mycorrhiza ) : قارچ ریشه ها، گروهی از قارچ های خاکزی هستند که با ریشه گیاهان همزیستی مسالمت آمیز دارند. بدین معنی که گیاه برای ادامه حیات خود به قارچ ریشه مواد حاصل از فتوسنتز داده، در قبال آن از قارچ ریشه برای جذب مواد غذایی از خاک کمک می گیرد.

 


استفاده از پهباد در کشاورزی:
امروزه فن آوری به بخش جدا نشدنی کشاورزی تبدیل شده است. استفاده از رایانه، تکنولوژی کنترل «جی پی اس»، شبکه اطلاعات، نرم افزارهای تحلیلی و همینطور پهبادها بیش از پیش رو به گسترش است. به آلمان می رویم تا بیشتر با نحوه استفاده روزافزون از پهبادها در کشاورزی آشنا شویم. پهبادهایی مجهز به دوربین های دیجیتالی، قابل کنترل با تلفن همراه؛ پروازی با هدف آنالیز خاک. هوبرتوس پائتوف، رییس جامعه کشاورزان آلمان در این باره می گوید: «الان می توانم طرح کلی زمینم را از روی موبایلم ببینم. فقط باید بصورت تقریبی آنرا بکشم بعد خود اپلیکیشن با در نظر گرفتن کوتاه ترین مسیر ممکن، بصورت اتوماتیک بهترین مسیر را برای پرواز پهباد محاسبه می کند.» تصاویر تهیه شده توسط پهباد اطلاعت مفیدی از زمین پائتوف بدست می دهد. از هوا او می تواند چیزهایی را ببیند که از زاویه دید زمینی، همیشه مخفی می مانند. او بیشتر توضیح می دهد: «اینجا می توانم لکه های روشنی را در تصویر ببینم. نقطه هایی که توسط موشها آلوده شده اند. اگر بدانید موشها دقیقا در کدام مناطق فعالند می توانید مشکل را برطرف کنید. این لکه های زرد نشان می دهد که شپش ها کجا را آلوده کرده اند. در پاییز برای از بین بردن شپشها کاری نمی کنیم برای همین هم هست که این خسارات به بار آمده. اما در باقی زمین ها می توانیم با استفاده از حشره کش جلوی این آسیب ها را بگریم….. چیز دیگری که مثلا می شود فهمید اینکه در کدام قسمت میزان رطوبت بالاست که می تواند در نحوه آب دهی و زهکشی مفید باشد.» تصاویر هوایی تهیه شده در اینجا آسیب دیدن محصولات را در اثر باد و باران نشان می دهد که برداشت را دشوار یا غیر ممکن می کند. بنابراین همانطور که می بینید پهبادها می توانند بعنوان ابزاری ارزشمند در خدمت کشاورزی هم باشند.

 


اصلاح خاک شور:
منظور از اصلاح خاک شور، کاهش دادن مقدار املاح محلول خاک به ویژه در ناحیه رشد ریشه درختان است. در این شرایط، برای اصلاح خاک باید با آبشویی با آبیاری سنگین املاح محلول خاک در ناحیه ریشه را به اعماق پایین تر هدایت نمود. لازمه این کار علاوه بر آبشویی، مناسب بودن زهکشی خاک است یعنی اینکه آب به همراه املاح بتوانند به راحتی در خاک حرکت کرده و از ناحیه ریشه خارج شوند. آزمایش خاک و اطلاع از تاریخچه آبیاری باغ در تشخیص وضعیت زهکشی خاک کمک خواهد نمود.

 


اصلاح خاک سدیمی:
هدف از اصلاح خاک سدیمی، تبادل یون سدیم موجود روی سطح ذرات خاک با یون کلسیم و سپس آبشویی سدیم جدا شده از سطح ذرات به خارج از ناحیه ریشه درختان می باشد. کلسیم لازم برای تبادل با یون سدیم روی سطح ذرات خاک باید از گچ کشاورزی اضافه شده به خاک تامین شود. منظور از گچ کشاورزی خاکی است که درصد بالایی سولفات کلسیم آبدار (گچ) در خود دارد. بنابراین برای اصلاح خاکهای سدیمی علاوه بر آبشویی و زهکشی مناسب خاک به اضافه کردن گچ نیاز است. لازم به ذکر است که گچ کشاورزی اصطلاحا به گچ شوره هم معروف است اما برخلاف اصطلاح غلط مرسوم، گچ مورد استفاده نباید شور باشد.

 


اصلاح خاک شور و سدیمی:
همانطور که از نام آن پیداست خاکی است که خصوصیات خاک شور و سدیمی که در بالا به آنها اشاره شد دارا می باشد یعنی هم شور است و هم سدیم روی سطح ذرات آن نسبت به کلسیم و منیزیم بالاست. برای اصلاح چنین خاکی نیز مانند خاک سدیمی، به اضافه کردن گچ کشاورزی همراه با آبشویی با آبیاری سنگین نیاز است. بدیهی است که در این مورد هم زهکشی مناسب خاک شرط الزامی است. بسته به مقدار سدیم موجود در خاک، مقدار گچ موردنیاز نیز فرق می کند. تعیین نیاز گچی خاک (مقدار مصرف گچ) با مشورت با کارشناسان خبره امکان پذیر است. پس از محاسبه مقدار گچ مورد نیاز، گچ با کیفیت مناسب از معدن به باغ حمل شده و به صورت نواری به پهنای حداقل یک و نیم متر از دو طرف درخت پاشیده شده و سپس دو نوبت آب سنگین به باغ داده شود.

 


با توجه به نتایج تجزیه خاکهای مختلف از مناطق پسته کاری و تجربیات به دست آمده، به نظر می رسد بیشتر خاکهای مناطق پسته کاری خاکهای شور و شور و سدیمی هستند که نیاز به اصلاح دارند و زمان مناسب انجام عملیات اصلاحی ماه های دی و بهمن همراه با سرمای زمستان و فصل خواب درختان می باشد. در مناطقی که دور آبیاری خیلی بالاست یا در مورد باغدارانی که به دلیل سطح زیرکشت زیاد زمان لازم را برای اصلاح در اختیار ندارند، می توان زمان عملیات اصلاحی را از نیمه دوم آذرماه تا اواخر بهمن در نظر گرفت.

 

خطر منیزیم: از جمله مشکلات دیگر آب و خاک در مناطق پسته کاری کشور به ویژه استان کرمان و شهرستان های انار و رفسنجان که نیازمند توجه و اصلاح است، بالا بودن غلظت منیزیم نسبت به کلسیم در آب آبیاری و محلول خاک می باشد. نتایج حاصل از تجزیه آب حدود 1400 حلقه چاه در محدوده شهرستان رفسنجان نشان می دهد که در اکثر موارد نسبت کلسیم به منیزیم کمتر از یک می باشد (Hosseinifard and Mirzaee Aminian, 2015). این در حالی است که بهترین نسبت کلسیم به منیزیم نسبت چهار به یک است یا حداقل این نسبت بایست از یک بیشتر باشد. کاتیون منیزیم با کاتیونهای کلسیم و پتاسیم اثر متقابل منفی (آنتاگونیستی) دارد. یعنی چنانچه مقدار یکی از این عناصر در محلول خاک افزایش یابد جذب دو عنصر دیگر توسط گیاه کاهش می یابد.

درصد سدیم تبادلی (ESP) و نسبت جذب سدیم (SAR) از شاخص‌های رایج برای ارزیابی خاک‌های شور و قلیا می‌باشند.

 اندازه‌گیری ESP در خاک‌های متأثر از نمک همواره با مشکلاتی همراه بوده و وقت‌گیر و پر هزینه می‌باشد.  رابطه زیر بین این دو فاکتور برقرار است:  ESP =0.034 + 1.195 SAR  با استفاده از رابطه بالا می‌توان با دقت بالایی میزان ESP را در خاک‌های شور با استفاده از SAR تخمین زد.

 

 

کاربرد گچ در باغات پسته :شکل غالب گچ در خاک، سولفات کلسیم آبدار (CaSO4.2H2O) است و شکل بدون آب بندرت دیده می شود. چنانچه مقدار گچ در خاک بیشتر از 2 درصد باشد خود را به صورت ذرات سفید رنگ نشان می دهد. گچ یکی از مواد اصلاحی ارزان قیمت می باشد که نقش مهمی در بهبود خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک ایفا می نماید. به دلیل حلالیت نسبتاً مناسب گچ، عناصر غذایی کلسیم و گوگرد براحتی در اختیار ریشه گیاه قرار می گیرد. یون کلسیم در تغذیه پسته و کیفیت محصول اهمیت بسیار زیادی دارد. استحکام پوسته سخت میوه، هنگام تشکیل بستگی به فراهمی یون کلسیم دارد.

 


محاسبه گچ مورد نیاز باغات پسته جهت اصلاح خاک:
جهت محاسبه میزان گچ مورد نیاز، داشتن اطلاعات مربوط آنالیز خاک (ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و درصد سدیم تبادلی (ESP) )در منطقه ریشه (تا عمق یک متری) در ناحیه آبیاری ضروری است. مثال: اگر خاک شما دارای ظرفیت تبادل کاتیونی18 (CEC)      میلی اکی والانت بر 100 گرم خاک و درصد سدیم تبادلی26 (ESP) باشد و بخواهیم در چنین خاکی درصد سدیم تبادلی را به 10 کاهش دهیم، بنابراین باید 16 درصد از سدیم تبادلی با کلسیم جایگزین گردد. برای جایگزینی هر یک میلی اکی والانت سدیم با کلسیم تا عمق یک متری خاک، 14 تن گچ خالص در هکتار لازم است. 0/16 سدیم #418 میلی اکی والانت بر 100 گرم خاک = 2/88 میلی اکی والانت سدیم در 100 گرم خاک بایستی با کلسیم جایگزین گردد. 14 تن گچ #4 2/88 میلی اکی والانت سدیم = 40 تن گچ خالص در هکتار چنانچه ناحیه آبیاری 50% از کل مساحت باغ باشد، میزان گچ مورد نیاز 20 تن در هکتار خواهد بود. چنانچه درصد خلوص گچ 50% باشد، میزان گچ مورد نیاز 40 تن در هکتار خواهد بود.

 


منبع آب آبیاری، از نظر کیفیت، باید قابل استفاده جهت آبیاری درختان پسته باشد:
بر اساس تحقیقات صورت گرفته، در روش آبیاری غرقابی، آب‌های با شوری (EC) تا 8000 میکرو موس بر سانتی‌متر بدون اینکه اثر معنی‌داری بر عملکرد داشته باشد، قابل استفاده می‌باشند. از آب‌های تا شوری 12000 میکرو موس بر سانتی‌متر نیز با قبول حدود 20-15 درصد کاهش عملکرد، با اعمال مدیریت مناسب شوری و تامین آبشویی لازم می‌توان استفاده نمود. برای شوری‌های بالاتر، کشت و کار پسته اقتصادی نبوده و توصیه نمی‌گردد. البته اگر بحث احداث باغ مطرح باشد، حداکثر شوری آب قابل قبول، 8000 میکرو موس بر سانتی‌متر خواهد بود. اما در مجموع بر اساس مطالعات انجام‌شده و رعایت جوانب احتیاطی، استفاده از جدول بالا به عنوان یک راهنما جهت بررسی مسائل شوری (EC) در وضعیت و شرایط باغ‌های پسته پیشنهاد می‌گردد. محدوده‌های ارائه شده در این جدول با فرض انجام آبشویی لازم سالانه جهت جلوگیری از تجمع نمک در خاک می‌باشد.

 


روش نمونه برداری خاک در باغ‌های پسته:
نمونه برداری خاک معمولاً از لایه هایی به ضخامت 30 یا 40 سانتی متر انجام می گیرد. اگر از چند نقطه نمونه برداری می‌شود باید نمونه های مربوط به هر عمق را در نقاط مختلف با هم مخلوط کرده و در نهایت نمونه ای مرکب از ناحیه مورد نظر برای هر عمق به‌دست آورد(هر هکتار حدود 3 تا 4 نقطه). نمونه برداری مرکب خاک معمولاً در باغات پسته تا عمق 120 سانتی متری انجام می گیرد(4 عمق شامل صفر تا 30 و 30 تا 60 و 60 تا 90 و90 تا 120 سانتیمتر). در هر قطعه تقریباً یکنواخت(توجه شود خاک باغ های متفاوت با یکدیگر مخلوط نشوند)، بطور زیکزاگ حرکت کرده و از فواصل نسبتاً مساوی تعدادی نمونه به وزن تقریبی یک کیلوگرم را در یک کیسه پلاستیکی تمیز ریخته و مشخصات قطعه نمونه برداری شده روی آن نوشته می شود. برای هر نقطه نمونه برداری معمولاً 4 نمونه مربوط به 4 عمقبرداشته می شود و پس از مخلوط کردن نمونه های هر عمق با نمونه های همان عمق در نقاط دیگر(مثلاً همه نمونه های جمع آوری شده از عمق صفر تا 30 سانتیمتر در یک باغ با یکدیگر مخلوط می شوند)، یک نمونه مرکب به‌دست می آید. لذا در نهایت برای یک باغ مشخص 4 نمونه خاک هر کدام به مقدار حدود 3 کیلوگرم (جمعاً حدود 12 کیلوگرم برای یک باغ) برای آزمایشگاه آب و خاک فرستاده می شود. معمولاً برای نمونه برداری، از یک مته نمونه برداری (اوگر) به قطر پنج تا هفت ونیم سانتی متری استفاده می گردد. از مته های نوع مارپیچی باز برای خاکهای مرطوب و از نوع استوانه ای بسته برای خاکهای شنی و خشک استفاده می گردد. برای خارج کردن خاکها از داخل مته نمونه برداری نیز معمولاً از یک چکش لاستیکی استفاده می گردد. در صورتی¬که مته نمونه برداری در دسترس نبود، باید به¬وسیله یک بیل گودالی تا عمق مورد نظر حفر نموده و همزمان با حفر گودال از لایه های 30 یا 40 سانتیمتری، از خاک نمونه برداری انجام شود.

 


روش آبیاری و قابلیت کاربرد یکنواخت آب در هر روش، باید در بحث نمونه های معرف کل باغ مد نظر قرار گیرد
. در روش آبیاری غرقابی درختان پسته، آب معمولا در سطح وسیعی با یکنواختی نسبتا خوبی پخش می شود. لذا توزیع ریشه گسترده و ناحیه جذب مواد غذایی نیز افزایش می یابد و نمونه برداری در انتهای قسمت سایه انداز و در فاصله 5/1 تا 3 متری کنار ردیف درختان (بسته به سن درخت) و در جایی که کوددهی انجام شده، بهترین محل بوده و می تواند تشخیص قابل قبولی را از وضعیت تغذیه ای خاک برای ما ارائه دهد. در روش آبیاری قطره ای، نمونه برداری در طول الگوی خیس شدگی طوری انجام می گیرد که دوسوم نمونه ها از قسمت مرکزی الگوی خیس شدگی یعنی جایی که بیشترین آب پخش شده را دریافت می کند و یک¬سوم بقیه از قسمت حاشیه الگوی خیس شده یعنی محل تجمع نمک ها انجام می گیرد.

 

علل شور شدن خاک ها

صرف نظر از مبدأ شوری خاک که اولیه باشد یا ثانویه، عواملی که موجب شور شدن خاک ها می شود به طور کلی عبارتند از :

1) شور بودن مواد مادری تشکیل دهنده خاک

2) انتقال املاح محلول اراضی مرتفع به مناطق پایین دست به کمک آب

3) استفاده از آب های شور در آبیاری

4) تبخیر شدید رطوبت خاک و انتقال و تجمع املاح محلول در قسمت های سطحی خاک و عدم کفایت بارندگی یا آب وارده به خاک برای شستشوی املاح از خاک

5) بالا آمدن سطح آب های زیر زمینی و انتقال املاح آن ها به طور مستقیم همراه با آب و یا صعود شفریه آب در خاک

6) انتقال نمک های موجود در آب دریا به کمک بادهایی که از دریا به سمت ساحل می وزند. این بادها ذرات آب حاوی نمک را به سواحل می رسانند. همچنین نفوذ انتقال جانبی آب شور دریاها در سواحل به ویژه سواحل پست

7) انتقال نمک خاک های شور مناطق مجاور به کمک باد

8) انتقال املاح افق های زیرین خاک در اثر تغذیه گیاه و بازگشت بقایای گیاهی به سطح خاک

9) ریزش باران های شور در مجاور مناطق صنعتی

 

چند نکته در خصوص اثر اسید سولفوریک

 
     
         
   
     
         

 

 
     

                   

               مرورگر پیشنهادی Mozilla Firefox                 
         
کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه تحقیقات پسته کشور می باشد .          
  pri.ir All right reserved
طراحی و پشتیبانی : Noujan.net